من

دوست !

دارم کم کم به این نتیجه میرسم که افرادی که سال های زیادی فکر میکردم دوست صمیمیمن درواقع فقط دوست معمولی ان

و اینکه وقت زیادی رو باشون بگذرونم اونا رو دوست صمیمی نمیکنه

خودشونم دارن این مسئله رو متوجه میشن که دارم دور میشم ازشون

و راضی ام از این موضوع .مدت زمان طولانی حضور شخصی تو زندگی آدم دال بر همیشگی بودنش نیست

 

 

رفتنی ام از جمعتون از این هوا از این دمو دود

همه چیمو جمعو جور کردم ریختم تو این چمدون

به همه چیم گند زدین هر رنگی شدم رنگ زدین

بریدین دوختین مغزمو کردین تو کف تمیز

گفتی رنگ شب با صبح فرق نداره گفتم حق با تو

د وقتی دهن وا کن که میخوری نخورم منم پاشو

تو دروغو دوست داری این لباس دو روئو دوست داری

دروغ کنار رویا یا حقیقتو گوش مالیش ؟؟؟

یارو زندگیو ول کرده بدون اینکه حتی پدرشم بفهمه همه چیو فروخته رفته ترکیه
زجرشو ما باید بکشیم
حمالیشم مال ماس
فهم و شعور که زیر خط فقر. هنوز از سر کار نرسیدم خونه خورد و خمیر
بزور سر پا وایسادم
کل مغازه پسرشو میریزه جلوم میگه ببین چیا بدرد میخورن
ینی حتی گاو بودنم زحمت میخواد. اصلا آسون نیست نفهم بودن. تلاش میطلبه

فک کنم دیگه عکس بلاگم مناسب احوالم نباشه
خیلی چیزا هست که دوسشون دارم , یا میخوام تجربشون کنم,خیلی حسا, مکانا,...
هنوز خیلی جا دارم
خیلی هدفا دارم
عکسو میذارم واسه این پست که اگه روزی یادم رفت عکس بلاگم چی بود اینجا باشش

غرق شدن ینی چندین ساعت تنها باشی و اصلا نفهمی خیلی وقته همه رفتن

و مهمتر از اون دفه ی اول نباشه همچین اتفاقی میفته


شبی نیست بدون گوش دادن به این بخوابم

خیلی وقته به این تجربه رسیدم از توی کتابا خیلی حرفای شنیدنی و جالبتری بیرون میاد تا دیالوگای روزانه ی مردم

 

 

یاد ندارم کسیو بخاطر راه افتادن کار خودم به زحمت انداخته باشم

در این حد که دانشجو که بودم حتی واسه پرسیدن یه سوال میرفتم تا دانشگاهو میومدم و به کسی نمیگفتم بره واسم بپرسه

البته نمیگم رفتار خوبیه , چون مسائلیم واسم درست کرده ,بعضا تو محل کار, البته رضایت زیادی دارم و شخصیت مستقل

یالا , چقد لش بازی , رو پا خودت واسا , بزرگ شو , خجالت بکش 26 سالته هنوز تو 18 سالگی سیر میکنی

خشم , نفرت و تکبر همیشه قویترین سلاحام بودن واسه پیشرفت

درواقع تاثیری که این فاکتورا رو ارادم واسه حرکت رو به جلو داشتن هیچ چیز دیگه نداشت

درسته دستاوردام تو این سن میتونستن بیشتر باشن ولی در حال حاضر خیلی راضی ام از جایگاهم

مهمه وقتی یه لحظه از دور نگاه کنی خودتو و لذت ببری , جایگاهتو مطابق با ارزش ها خواسته هات ببینی, بی اهمیت به گفته ها و ارزش های بقیه

 


با اینا بزرگ شدیم, دلم واسه صدای مازیار سرکش تنگ شده

فک کنم کم کم دارم فرسوده میشم بعد چند سال دویدنو دویدن نان استاپ

هم فیزیکی هم روحی خیلی خستم بد فرم به استراحت فکری نیاز دارم

همیشه فراری بودم از انجام دادن چنتا کار همزمان

همیشه هم در حال انجام دادن کلی کار همزمان بودم

همین باعث میشه تمرکز کافی نداشته باشم و

وقت زیادی بذارم فقط برا جم و جور کردن فکرام که به کدوم کار برسم اول


یازده ماه تکاپو

تلاش ، شخم زدن تراکتوری

پیشرفت با حداکثر سرعت

غرور ، قدرت ، خودخواهی ، جاه طلبی ، تکروی ، موفقیت ، رضایت

شنبه ١٤ اسفند ٩٥

٤ مارس ٢٠١٧

یا تکمیل میشه یا روی ٩٠ درصد میمونه تکمیل شدنش میره واسه سال بعد

ظهر پرواز به سمت تهران برای یه جهش بلند

You'll never see the top till you get too low


سلام

به ساده ترین شکل ممکن